Friday, March 15, 2019

تمیزی

من از تمیزی بدم میاد. یعنی راستش بخواین در مجموع اینه. یعنی ممکنه بتونم بگم از تمیز بودن بدم نمیاد و خوش م میاد ولی از فرآیند تمیز کردن نه. ولی حقیقت اینه که تمیزی چیزی جز اون فرآیند نیست. یعنی این موضوع حتی عین غذا نیست که یه نفر از غذا خوش ش بیاد ولی آشپزی نه. چون اون فرآیند خودش همون محصول نهاییه. من حوصله این که خونه رو جارو بزنم یا دسمال بکشم ندارم. و واقعا هم اذیت نمیشم اگه خونه تمیز نباشه. در واقع حاضرم پول بدم یکی ماهی یه بار بیاد وضعیت بهبود بده که قانقاریا نگیرم. خواب م میاد. تقریبا همیشه خواب م میاد. چه طور چنین چیزی ممکنه. حتی صبحی که شب ش هشت ساعت خوابیدم خواب م میاد. توی کل تاکسیا خواب م. گاهی مسیر کوتاهه و این یه مبارزه سخته که بتونم بیدار بمونم. گاهی مثلا یه لحظه بیدار میشم و می بینم خیلی نزدیک م و دیگه نباید بخوابم. ولی بعد نمی تونم خودم کنترل کنم و باز می خوابم. بعد اون موقع دوست دارم یک میلیون سال مسیر طول بکشه. حالا برعکس ش وقتیه که می خوام بخوابم و همه شرایط مهیاست. اون موقع اصلا نمی تونم بخوابم. باورم نمیشه روز تعطیل م به این شکل گذشته. یعنی این قدر بد گذشت که فکر کنم اگه می رفتم سر کار بهتر بود. حتی نتونستم بخوابم یا درست به بطالت بگذرونم ش.

No comments:

Post a Comment