مشکل من اینه که خیلی تنبلم. واقعا باید این موضوع در خودم رفع کنم. تنبل و کم حافظه. میگن دروغ گو کم حافظه ست. ولی من فکر نمی کنم دروغ گو باشم. ولی اگه کم حافظه باشم شاید دروغ گو هم باشم و یادم نیاد. واقعا آدم دیگه به چی می تونه اطمینان کنه. وقتی مردم کت شلوار می پوشن و عروسی شون یا عروسی کس دیگه نیست در واقع دارن میگن ما روح مون به کاپیتالیسم فروختیم. به نظر من هیچ معنی دیگه ای نداره. یعنی به نظر این یه بخشی از آیین برده داریه. من اگه یه روزی پولدار بشم غیر ممکنه کت و شلوار بپوشم. البته همین الان ش هم نمی پوشم. داشتم فکر می کردم چرا اقلا موهام نمیرم سلمونی درست کنم (آیا این جمله رو میشد به شکل معنی دار تری نوشت؟ نمی دونم، شاید هم هرگز ندونم، چون هرگز برنمی گردم دوباره بخونمش) چون دیگه وضع ش خیلی خراب شده. راستش بخوای تو محله جدیدمون سلمونی ندیدم اصلا. شاید هم دلیل ش همین باشه. هوای امروز عالیه. ابری و خنک. امروز جا موندم از سرویس. علت ش هم این بود که اصلا یادم رفته بود آلارم گوشی روشن کنم. یا به عبارت دیگه یادم رفته بود ساعت ش کوک کنم. بعد که خواستم اسنپ بگیرم دیدم قیمت ش تقریبا هزار برابر شده. و گفتم کون لق ش. کون لق ش یعنی چی اصلا. چرا این قدر فحش ها تهی از معنان. شاید البته باید بی معنی تر بشن. چون اگه کاملا بی معنی باشن و به هیچ چیزی اشاره نداشته باشن مردم هر معنایی که دوس دارن ازش برداشت می کنن وابسته به میزان ناراحتی شون و این جوری معامله بهتر جوش می خوره. اخیرا می تونم از این آهنگای کس و شعر هم مفاهیم عمیق استخراج کنم. در واقع حس می کنم می تونم آئورای آهنگا رو هم ببینم. در واقع این قبلا برا مردم بود. الان هم برا آهنگا. مکان ها هم که خیلی وقته. فکر کنم وقتشه کم کم یه مذهب برا خودم دست و پا کنم. حوصله م سر رفت.
No comments:
Post a Comment