من صبح که از خواب بیدار میشم اصلا دنیا برام یه جور چپ اندر قیچیه. یعنی انگار هنوز تو رویا باشم. پا میشم میرم صورت م بشورم خواب م. اون روز دیدم شط آب رو سرده نزدیک بود خواب م بپره. بعد میرم یه آب می خورم. البته علاقه م بیش تر به آب میوه ست برا اول صبح. یا شیر. البته نه هر شیری. مثل شیر آفریقایی. شیر بد روز آدم گاوی می کنه. بعد یه نیگا به اشلی می کنم. اون هم یه نیگا به من می کنه که یارو اول صبح چه گهی می خوری. بهش میگم میرم پول درمیارم بریزم تو اون شیکم ت که جز رویال نمی خوری. خبر داری کنسروات چقدر شدن؟ دیشب شب دیر رسیدم خونه دیدم غذاش تموم شده. دیدم تا فردا عصر که بیام کمه غذاش. حال نداشتم برم بخرم. گولو زد تو گوش م که می خوای گشنه بمونه. غیرت ت چی شده پس. من هم عین این فیلمای کیمیایی افتادم تو خیابون های سرد و بارونی که غذا بگیرم براش. حالا همه جا بسته. رفتم دم پارک دیدم پیر مردا دارن تخته بازی می کنن. تو اون سرما. گفتم حتما این تخته یه جادویی داره توش. وگرنه تخته تو اون سرما نمی مونه بیرون که حالا یه مشت پیرمرد باهاش بازی کنن. بعد ناراحت شدم. بعد سیگار روشن کردم. غذای گربه نه تنها گرون شده بلکه کمیاب هم شده. من نمی دونم تو این یه سال چه اتفاقی افتاده که چنین کیری خورده به مملکت. یحتمل کیر کردی. البته کون کردی معروفه ولی چون کیر و کردی جفت شون با کاف شروع میشن گفتم. تو متروی کرج کیری ترین چیز اینترنته. مدام قطع و وصل میشه تا گریه ت در بیاد. بعد که به درگاه خدایان کرج که شامل مترو و پرشیای سفید کف خوابه زانو زدی وصل میشه. جز این بدی نداره تقریبا. همیشه جا هست بشینی. اگه تند رو نصیب ت بشه که بهتر. اگه بد شانس باشی و هندزفری ت جا گذاشته باشی همیشه یه نفر دم گوش ت داره یه موضوع سوپر خاله زنکی باز می کنه. خیلی عجیبه ولی فکر کنم کرج شبیه ترین جا به سریال ترکیا باشه. همه در حال این قبیل کاران گویا.
No comments:
Post a Comment