پسر خیلی سردمه. یعنی جدیدا خیلی سردم میشه. حالا الان که خوبه یه وقتی بعد از اون بار که چیز خورد تو کله م تا چند وقت همه ش سردم بود. من که تو زمستون هم هیچ وقت پتو نمی کشیدیم تو خرداد ماه از این که شوفاژ خاموش کردن ناراحت بودم. همه می گفتن گرمه بعد من لباس می پوشیدم و جلو بخاری برقی می شستم. نمی دونم چم شده بود. فکر کنم سیستم م ریست شده بود. بعدش یه کم بهتر شدم. البته یه مزیتی هم داشت چون من در مقابل گرما کاملا اذیت می شدم یه کم بهتر بود برام. ولی الان که هوا سرد شده نور علی نوره. اصلا فکر نمی کنم من تو عمرم این قدر سردی حس کرده بودم. البته یه دلیل ش هم این خراب شده ست که نمی دونم چرا این جوری سرده. یعنی سردی ش یه جور سوزانیه. همیشه هم آفتابیه و اصلا ابری هم به زحمت میشه ولی سرده و باد میاد. یه کوه گنده هم روبروته که خیلی وقته پر برفه. کوهه آدم تهدید می کنه که سرما به این راحتی نمیره. حالا امسال اصلا برف درست حسابی هم نیومد. نه به پارسال که اون جوری بود نه به امسال. آره کوهه رو می گفتم. کوه کلا ترسناکه. اگه کوه کوه نباشه چی؟ مثلا اگه یهو شل بشه رو راه بیفته کل منطقه رو می گیره. یا اگه یهو وایسه بلند شه چی؟ یا حتی اگه قیامت بخواد بشه باید نیگا کنی به کوه ببینی قیمه قیمه میشه یا نه. وگرنه مثلا ممکنه بمب اتمی باشه ولی قیامت نباشه.
No comments:
Post a Comment