حوصله م سر رفته. تو راه م البته و کاری نمیشه کرد. من تو تاکسی آهنگ گوش نمیدم و فقط مترو. علت ش شاید باید در این جست و جو کرد که تاکسی هر لحظه ممکنه چپ کنه. خصوصا این راننده های کند ذهن کرجی. چون اگه قرار باشه چپ کنی و هم زمان آهنگ گوش بدی مشخص نیست چی سرت بیاد. باید همیشه آماده شیرجه باشی. البته من کلا آهنگ کم گوش میدم. نه که آهنگ دوس نداشته باشم. البته کی هست که آهنگ دوس نداشته باشه. یا مثلا شنیدی کسی بیاد بگه من فیلم دوس ندارم کلا. هوا خیلی جالب شده. قضیه اینه که ما همیشه راننده داریم. چه یازده شب باشه یا چه بخوایم غروب نارنگی بخوریم. ولی پنج شنبه ها نه. نمی دونم شاید فکر می کنن پنج شنبه ها مردم دیگه حمل و نقل ندارن. برا همین تنها روزی که ممکنه سوار مترو شم پنج شنبه ست. سوال اینه که تا کی به این وضع بی ماشینی ادامه میدم. یحتمل همیشه. نه که از ماشین بدم بیاد. برعکس از این که مجبور شم ماشین مردم بشینم یا نگران رانندگی دیگران باشم دوس دارم راحت تو ماشین خودم باشم. ولی وضعیت دیگه بغرنج شده. قابل درک نیست. یه مشکل جدید دیگه هم اینه که همیشه خواب م میاد. گاهی فکر می کنم این جوری که تو مسیر همیشه یا خواب م یا نصفه تو چرت م دیگه نمی تونم رانندگی کنم. این جدی میگم. بعضی اوقات حس می کنم چشم م کامل باز نمیشه حتی. یعنی در کل روز. شاید مرضی چیزی دارم. حالا باید این موضوع کامل بگم ولی الان داره خواب م می بره.
No comments:
Post a Comment