Friday, February 8, 2019

تلویزیون

من از تلویزیون بدم میاد. یعنی جدی میگم واقعا یادم نیست آخرین بار نشستم یه برنامه تلویزیونی با اشتیاق ببینم. یعنی اکی خیلی شده وقتی خونه یکی دیگه م مجبوری ببینم. یا این که مثلا فوتبال. ولی جز این واقعا نبوده. فکر کنم هزاران سال باشه علاقه ای به دیدن یه برنامه تلویزیونی نداشتم. ولی خب سریال چرا. ولی واقعا سریال تلویزیونی محسوب میشه در دنیای امروز یا نه. مشکل موزیک ایران به نظرم اینه که قبل از اینکه فکر زیبایی باشن فکر پیام دادن هستن. به خاطر همینه که تخمی ن. البته سینمای ایران هم همینن. این قبلا گفته بودم حس می کنم. شاید دارم حافظه م از دست میدم. من اگه حافظه م از دست بدم چه جوری میشم. مثلا کلا یادم میره کی هستم یا مثلا از یه سنی به بعد یادم نمیاد. یا مثلا هر چند ساعت یهو ریست میشم. ولی وقتی ریست میشی کجا وارد دنیا میشی. یعنی منظورم اینه الان که ریست میشی لحظه قبل از این که خودت این جا ببینی کجا می بینی. هر بار یه جایی یا همیشه یه جا. و موضوع مهم تر این که آیا توی ناخود آگاه هم دیگه حافظه ت از دست دادی یا نه. مثلا ممکنه تو خوابات یه چیزایی ببینی که نمی شناسی ولی یه بخشی از زندگی ت بودن. توی اون کتابه که اتفاقا به نظرم جزو کتابای شاخ سبک ش بود می گفت حافظه آدما یه کلیت داره که به هم متصله. و این که علاوه بر این جای ساختار خطی سر و تهش به هم متصله. البته اون یه هدف داستانی داشت از گفتن ش ولی اگه واقعا این جوری باشه چی. اگه واقعا شکل زمان اون جوری که می بینیم نباشه چی. البته همون طور که می دونین از نظر ریاضی این یه صحبت کس و شعر سای فای مانند نیست و در عمل امکان این که تو زمان عقب و جلو بری کاملا هست. مساله اینه که درک این که سوراخ ش کجاست برا ما تقریبا غیر ممکنه. در واقع ممکنه وال ها یا مورچه ها بلد باشن ش. چون می دونین این قضیه واقعا توی موجودات خیلی بزرگ یا خیلی کوچیک ممکنه قابل درک تر باشه نسبت به ما. جدی میگم اینو. از این نظر ارتباط با حیوون ها مهمه. یعنی شاید بهتر باشه بریم پی این که حضرت سلیمان چی بلد بوده. یعنی شاید کلید رسیدن به فرمول حضرت خضر از حضرت سلیمان بگذره. تا حالا از این جنبه بهش فکر کردی که شاید کلیت سیستم اسطوره های مذهبی دارن یه پیام واقعی میدن. یعنی یه دانشی رو توی قالب داستان دارن میگن ولی چون این داستان درست نمی بینی به هزاران دلیل تاریخی و دگماتیک متوجه ش نمیشی. کاش برا دکترای دوم م برم روش کار کنم.

No comments:

Post a Comment